تا ماه تا سکوت

خرید بک لینک
شعله ای پیچید،خاکستر شدند/باد آمد جملگی پرپر شدندمن به او کی میرسم چون کو به کو*/شعرهایم میرسد حالا به او؟؟؟؟؟ *=کوهجمعشان کردم توی دیش ماهواره!!!خرجش دو،سه کبریت بود...باد میوزید آخر!!!میسوزاندمشان،میخندیدند...شعرهایم را میگویمهمانها که در عاشقیهایم با من گریسته بودند... شعله که پایان گرفت،تو زنگ زدی!!!!گفتی:سرخپوست شدی هم قبیله؟؟؟حالا دیگر با دود سلام میدهی؟؟؟؟؟ خاکسترشان به تو رسیده بودند گویاااااااا......آن روز عصر برای همیشه آن خانه را ترک کردم...به تاریخ پانزدهم مهرماه سال جاری!!! تا ماه تا سکوت...

ما را در سایت تا ماه تا سکوت دنبال می‌کنید

برچسب: آتش بازی برج میلاد,آتش بازی برای عروسی,آتش بازی برج خلیفه 2014,آتش بازی برج خلیفه 2015, نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 14:01

سلام رفیق شفیق...شفقی که مدتهاست در غروب دلم بخواب رفته ای...زیاده گویی را دوست ندارم از روزی که آنهمه شعر ، آنهمه عاشقانه ، هیچ شد ...پوچ شد...به تو نرسید...فقط آمده ام بگویم که از دهانم در رفت!نمیخواستم و در اوج نخواستن ،داستان عاشقی مان را به گوش کودک سه ساله ی خواهرم لالایی کردم...خوابش که نبرد،هیچ...تا هنوز نگران دختر جوان قصه اش مانده که یکشب زمستانی تا جایی که میتوانست،پیر شد....فقط خواستم بگویم کودک خواهر من...نفرین که نه،انگار هرشب قبل خواب،گلایه میکند از تو به خدای من......کودک خواهر من ، عشق را میفهمد....تو،نه!!!!!! تا ماه تا سکوت...

ما را در سایت تا ماه تا سکوت دنبال می‌کنید

برچسب: لالایی,لالایی عاشقانه,لالایی چرا,لالایی کودکان,لالایی ترکی,لالایی کردی,لالایی زند وکیلی,لالایی مرجان فرساد,لالایی بنیامین,لالایی علی زند, نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 14:01

این دنیای کوچک و هفت میلیارد آدم!یعنی تو باور می کنی؟شمرده ای؟کی شمرده است؟جز سیاستمدارهادیده ای کسی آدم بشمرد؟باور نکننارنجی!باور نکنسبز آبی کبود من!باور کنهمه ی دنیا فقط توییو برخی دوستان!بقیه هم تکراری اندعباس معروفی تا ماه تا سکوت...

ما را در سایت تا ماه تا سکوت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 14:01

پنج سال و سه ماه از آخرین باری که دیدمت میگذرد...اصلا خیال نداشتم حتی ده سال آینده هم ببینمت! میترسیدم ببینمت و تمام آنچه که آن روزها بودی، دیگر نباشی... میترسیدم سلام کنم و پاسخت به گرمی آن سالهای روشن نباشد...میترسیدم چشمهایم ...چشمهایت....اما چشم که باز کردم دیدم قدمهایم دارد کم کم خیابانت را به انتها میرسانند! و تپش قلبم با هر ضربان،تن لرزانم را ده قدم به جلو پرتاب می کرد...فکر نمی کردم بشود ، فکر نمی کردم ببینمت....اما فکر می کردم برای تو بد میشود...گرچه اهمیتی نداشت ایستادن دختری که دیگر خیلی هم جوان نیست زیر آسمان بارانی ِ خدا که از قضا بالای سر خیابان ِ تا ماه تا سکوت...

ما را در سایت تا ماه تا سکوت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 14:01

من اشتباه کردممن تو انتخاب جایگزین تو اشتباه کردم.من پشیمونم و نمیدونم این پشیمونی رو کجا جار بزنم که نزنن تو دهنم!؟محمد رو انتخاب کردم درست وقتی که تو پیش چشمام نشسته بودی و پرسیدی: چقد میشناسیش؟اون شب آخر برام مهم نبود محمد رو چقد میشناسم.فقط میخواستم بعد از رفتنت,کسی باشه که مثه تو دوستم داشته باشه! محمد هیچ شباهتی به تو نداره...نه مثه تو عاشق شعرامه,نه مثه تو پر انرژی و پر هیجانه ,نه مثه تو خنده رو و خوش برخورده...محمد جز دوست داشتن من,هیچ شباهتی به تو نداره!!! تا ماه تا سکوت...

ما را در سایت تا ماه تا سکوت دنبال می‌کنید

برچسب: متن آهنگ به کسی نگو,دانلود به کسی نگو از اندی, نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 14:01

صفحه بندی